به نام خدا
سلام
از خروش وبلاگی غزه خبردار شدم و رسم مروت ندیدم سکوت در برابر این جنایات و دردها را. سکوت در برابر این تهاجم ها را. این رسم مردانگی است که غزه را به هیچ بینگارند و ما را هیچ نشود؟
از رسم مردانگی، فقط مرد نامیده شدن مانده. رسم مردانگی شده امیر بن امیر بن امیر؛ همین که "ابن"ی در اسم بود، بس است برای مردانگی. اگر شیخ آل فلان، صدایش کلفت بود، کافی است برای مردی. اگر در آل بهمان، شیخش حرمسرای نفتی داشت، کافی است. حوصله اش هم سر نمی رود و اعصابش هم خراب نیست در این آشفته بازار سیاست. مردتر هم داریم؛ آن که دینش را به دنیایش نفروشد و حق را بگوید. علیه شیعه فتوا دهد که این رافضی ها حق حیات هم ندارند. اسراییل هم دخلی به ما ندارد، دینمان حکم می کند شیعه را دشمن بدانیم.
حکم دهند علیه سید حسن. لابی کنند با اسراییل و آمریکا که شما خیلی محترمید و محترم تر خواهید شد اگر این سید حسن و دوروبری هایش را نابود کنید. ما هم حق شما را می دهیم؛ جنگ 33 روزه ی تابستان 2006 را همه اش را حساب می کنیم و ضررهایتان را، ما می پردازیم. فقط این مرکز شیعه را بردارید. این شد تمام مردانگی این ها، خیلی است؟ نه؟
مرد آن رهبر دلاور و مومن عربی، سید حسن نصرالله است، همان سیدی که چند صد نفره، تمام آن هیمنه ای را که این ها، با آن همه دبدبه و کبکبه نتوانستند نگاهش هم کنند، همه را فروریخت. مرد آن است که همه چیزش فدای آرمانش است؛ فدای حق است. مرد اوست.
اکنون هم مرد فقط اوست و چشم امید ما به او. غزه را نابود کردند، مردمش را نابود کردند، کوچک و بزرگش را رحم نمی کنند. غزه نام باریکه ای است در این گیتی ولی شهرت همه ی عالم حق است. ما همه غزه ای هستیم و اهل غزه. چشم امیدمان، آینده یمان، پیروزیمان مسلک سید حسن است.
سید فقط تو را داریم، فقط تو را مرد این میدان می بینیم.
مقاومت سید حسن، مسلاک و مرام سید علی است و او هم نایب اماممان.
اللَّهُمَّ إِنَّا نَشْکُو إلَیْکَ فَقْدَ نَبِیِّنَا صَلَوَاتُکَ عَلَیْه وَ آلِه وَ غَیْبَةَ وَلِیِّنَا وَ کَثْرَةَ عَدُوِّنَا وَ قِلَّةَ عَدَدِنَا وَ شِدَّةَ الْفِتَن ِ بنَا وَ تَظَاهُرَ الزَّمَان ِ عَلَیْنَا
فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّد ٍ وَ آلِه ِ وَ أَعِنَّا عَلَى ذَلِکَ بِفَتْح ٍ مِنْکَ تُعَجِّلُهُ وَ بِضُرٍّ تَکْشِفُهُ وَ نَصْر ٍ تُعِزُّهُ وَ سُلْطَان ِ حَقٍّ تُظْهِرُهُ وَ رَحْمَة ٍ مِنْکَ تُجَلِّلُنَاهَا وَ عَافِیَة ٍ مِنْکَ تُلْبِسُنَاهَا
بارالها ما به درگاه تو شکایت مىکنیم از فقدان پیغمبرت که صلوات خدا بر او و خاندانش باد و از غیبت اماممان و بسیارى دشمنمان و کمى عددمان و فتنههاى سخت بر ما و غلبه محیط روزگار بر ما
پس درود بر محمد(ص) و آلش فرست و ما را در همه این امور یارى کن؛ به فتح عاجلى از جانب خود و برطرف ساختن رنج و سختى و نصرت با اقتدار و عزت و سلطنت حقه که تو آشکار گردانى و رحمتى از توجهت که بر همه ما شامل گردد و لباس عافیت که ما را بپوشاند.
پ.ن:
کسانى را که در دلهایشان بیمارى است مىبینى که در (دوستى با آنان)، بر یکدیگر پیشى مىگیرند، و مىگویند: «مىترسیم حادثهاى براى ما اتفاق بیفتد (و نیاز به کمک آنها داشته باشیم!)» شاید خداوند پیروزى یا حادثه دیگرى از سوى خود (به نفع مسلمانان) پیش بیاورد; و این دسته، از آنچه در دل پنهان داشتند، پشیمان گردند! (ترجمه آیت الله مکارم شیرازی)
-شما هم به خروش وبلاگی غزه بپیوندید.
-شاید کامنت های این مطلب را دیرتر برای رؤیت قرار دهم.
یاعلی
التماس دعا










